وصیت و خاطره شهدا

در این وبلاگ سعی شده که تمامی وصیت و خاطره شهدا نوشته شود

وصیت و خاطره شهدا

در این وبلاگ سعی شده که تمامی وصیت و خاطره شهدا نوشته شود

بدانید که ما مدیون خون شهدا هستیم و باید همیشه یاد آنها باید بکنیم.
ما باید در جهاد مدافعان حرم شرکت کنیم چون خانم حضرت زینب(س) تنها است و ما باید به حضرت زینب (س) ثابت کنیم که((کلنا عباسک یا زینب)

آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وصیتنامه شهدا» ثبت شده است

وصیت نامه شهید اسماعیل دقایقی


ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین.

خدایا! امت اسلام را صبر و استقامت عطا فرما تا در مقابل دشمنان خدا و کافران،

پایداری کنند و سپس بر آنان غلبه کنند.

خدایا شهادت می‏دهم که غیر از تو خدایی نیست و محمد (ص) رسول و فرستاده

توست و علی (ع) وصیّ رسول خداست. سلام بر خاندان عصمت و طهارت. درود بر

خمینی کبیر و سلام بر روحانیّت معظّم و امت حزب ‏الله.

خدایا از تو می ‏خواهم در هنگامی که شیطان به سراغم می ‏آید، تو اورا دور سازی

و مرا قوّت و آرامش عطا فرمایی که «لا حول و لا قوة الا بالله العلیّ العظیم».

پدر و مادر گرامی در مقابل شما شرمنده‏ ام که توفیق خدمت به شما و اجرای

حقوق شماخیلی کم نصیبم گشت. بدانید که «انّالله و انّا الیه راجعون» انشاءالله

خداوند به شما صبر عطا فرماید و شما از جمله کسانی باشید که مردم و خصوصاً

خانواده شهداء، اسرا ومعلولین را دلداری بدهید و من هم دعاگوی شما هستم.

همسر محترمه

در این حدود 5 سال زندگی از خصوصیات خوب تو بهره بردم و مرا بسیار احترام

کردی که لایق آن نبودم. پیوند من و تو با شعار اسلام و ایمان شروع شد و بعد

سعی نمودیم هر روزمان با روز دیگر متفاوت باشد و احکام اسلام را پیاده کنیم و

خوب می‏دانی که راه من در ادامه این زندگی و سیر به عمل در آوردن عقیده به

اسلام بوده است.چطور می‏توانستم در خانه راحت باشم و کاری نکنم، در صورتی که

جان و مال امت مسلمان ایران به سوی جبهه سرازیر است. انسان در برخورد با

مصائب و مشکلات است که لذّت ایمان و توجّه به خدا را درک می‏کند و ا گر رفتن من

مصیبتی برایت باشد می‏دانی که «الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انّا لله و انا الیه

راجعون». در تربیت ابراهیم و زهرا سعی خود را بنما؛ برای آنها دعا می‏کنم و

امیدوارم افرادی مفید برای اسلام و خط ولایت اهل بیت عصمت و طهارت و

ولایت فقیه باشند .بعد از من سعی کن با مشورت آقایان علماء در قم مثلاً آقای

راستی یا آقای کریمی، منطقی‌‏ترین راه را برای خود انتخاب بنمایی که انشاءالله اگر

بهشت نصیبم شد، یکدیگر را در آنجا ملاقات کنیم.انشاءالله با صبر و استقامت خود

که خدا بیشتر به تو دهد، اسوه‌ا‏ی درجامعه خود باشی.

برادران گرامیم و خواهران محترمه

برای شما نیز آرزوی صبر و استقامت در پیگیری اهداف اسلامی دارم. انشاءالله

بتوانید با کار و فعالیت، خود را بیش از پیش وقف راه خدا واسلام کنید. جهانی که

امروز پر از فسق و فجور و خیانت ابرقدرتهاست، تلاش و ایثار می‏خواهد. در راه

حسین (ع) -سیدالشهداء -رفتن، حسینی شدن می‏خواهد. انشاءالله در پیروی از

راه امام امت خمینی کبیر که همان راه خدا و قرآن و اهل بیت (ع) است، موفّق

باشید. دیدن برادران رزمنده در خط اول که با آرامش مشغول نماز هستند و با

متانت، نیروهای دشمن و تانکهای او را می‏بینند و با سلاح مختصر با آنان مقابله

می‏کنند، ازتجلّیّات حسینی شدن این امت است که مرا به وجد آورده است. حقوق

شما را آنطور که باید رعایت ننموده‌‏ام که انشاءالله مرا ببخشید؛ من هم دعاگوی

شما هستم.خدمت کلیه اقوام و فامیل و دوستان و آشنایان سلام عرض می‏کنم و

برای آنان توفیق در خط اسلام و قرآن بودن را آرزومندم. قطعاً نتوانسته‌‏ام حقوق شما

را به خوبی رعایت کنم. انشاءا… مرا ببخشید.از همة شما التماس دعا دارم.

والسلام علی عبادالله الصالحین.

پاسدار اسماعیل دقایقی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۴۸
سیدعلی مشتاقی نیا
وصیتنامه شهید علیرضا بلباسی

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون
حمد و ستایش فقط از آن خدائی است که در پرتو نور هدایت و رحمت خویش دست ما را گرفته و از دنیای جهل و ظلم و ستم و غفلت و بی ارزشی، به سوی اقیانوس بی کران نور و روشنایی و اقتدار کشانید. پناه می برم به خدا از شر نفس و هواهای نفسانی ام که دائماً مرا به بدی امر می کند که خدایا اگر تو هدایتم نکنی نفسم مرا به هلاکت می اندازد و پناه می برم به تو خدا از شر شیطان ، شیطان های کوچک و بزرگ.

سلام و صلوات خدا بر ملائکه الله و جمیع خلق الله از جن و انس ،نثار خاندان عصمت و طهارت و واسطه فیض بین ارض و سماء و ما فیهن یعنی محمد و آل محمد (ص) باد که ما گم کردگان مسیر انسانیت و فطرت و سرشت توحیدی را از تلاطم های طوفان خشمگین گمراهی و حوادث در هم شکننده و ناگوار روزگار و ظلمت های عمیق و ژرف چپ روی و راست روی به صراط مستقیم هدایت فرمودند چون خود صراط مستقیم واصل شجره طیبه نور و هدایت بودند.

اما توحید ـ دنیای کفر و سردمداران کفر و نفاق و یزیدیان زمان و جیره خواران منافق داخلی شان بدانند که توحید و خداپرستی چیزی نیست که اگر یک بار مرا قطعه قطعه ام کردند فریادش خاموش شود بلکه فطرت توحیدی و یکتاپرستی و فریاد بت شکنی توحیدی ام در تک تک سلول های بدنم و در تمامی نسل هائی که از این سلول ها به وجود می آیند لانه و مسکن و مأوی دارد که برایش امکان ندارد تمام آنها را نابود بکند و اگر فقط یک سلول از نسلم باقی بماند باز هزاران موحد می سازد و بانگ «لا اله الا الله» سر می دهند.

دشمن بداند که ما پیرو مکتبی هستیم که از روز اول گفتیم اشهد ان محمد رسول الله (ص) و علی ولی الله (ع) همان رسول خدائی و همان امیر مومنانی که بیشتر از هفتاد جنگ با کفار و منافقان و مشرکان کردند و تا آخر عمرشان ذوالفقار شان به غلاف نرفت و همیشه قطرات خون این ناپاکان از نوک شمشیر عدالت خواه اینان می چکید و بدانند تا کفر و شرک و نفاق هست هیچ وقت و هیچوقت این شمشیر و این ذوالفقار به غلاف نخواهد رفت و ما مال این مکتبیم. دنیای کفر بداند در فطرت توحیدی ما فقط یک ترس قرار دارد آن هم ترس از خدا و ترس از گناه و شما یزیدیان دیدید که وقتی اسلام ناب خمینی به خاک کشورمان و به کشور دل هایمان آمد چنان زنجیر اسارت برگردنتان انداختیم و شما را در کوچه و بازارهای سیاست به این دیار و آن دیار کشاندیم که برای تماس مجدد با ما این همه ذلت و خواری تحمل کردید و بر این خواری تأکید و افتخار کردید که ایمان روزهای نخستین ذلت شماست و ما به انتظار جشن نابودی شما نشسته ایم و تا اینجا مطالبی که گفته شد جهان بینی الهی مرا که اقتباس از قرآن و رهبر و فطرت می باشد تشکیل می دهند.

اما جهان بینی اخلاقی و عرفانی و شناخت و نیست را رها کردن و در هست فنا شدن سرچشمه می گیرد. پرتوی از نور و معرفت بی کران دعای مکارم الاخلاق ـ دعای خمس عشر دعاهای ائمه صلوه ا... علیهم اجمعین که معرفت و شناخت و اخلاق معصومین و اولیا خدا در آنها نهفته هست و متأسفانه با آنها بیگانه:

طیران مرغ دیدی تو زپای بند شهوت
به درآی تا بینی طیران آدمیت

و این جهان بینی معرفت و اخلاق اگر از دریچه اخلاص و عشق و تقوی باشد می رساند انسان را بجائی که از قلب می گوید:

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

اما عرفان عملی را و اثبات عملی آن را باید در جهاد مقدس و در جبهه ها و عرفات کربلاها یافت که عاشق به امید ارجعی به لقای کوی یار نشسته و معشوق صداقتش را در فواره های خون سرخ می طلبد.

درود و برکات و رحمت و مغفرت واسعه الهی بر پدر و مادرم باد که مرا در این مکتب شیر دادند و غذای روح دادند و خود در صف نماز جماعت ما را به عمل می خواندند و چون بی سواد بودند مرا در 12 سالگی امر کردند که نماز غفلیه یاد بگیرم و پشت سرم قرائت کنند. خدایا ترا به عزت و جلالت آنها را ببخش و بیامرز.

درود و برکات و رحمت و مغفرت واسعه الهی بر همسر واقعاً مومنه ام که تمام هم و غم وجودش اسلام و قرآن بود .در این راه صادقانه با صبر عظیم و شکر گذاری به درگاه خدای متعال وفاداریش را به اسلام و انقلاب اسلامی عملاً ثابت کرد و چه شکری بالاتر از اینکه که خداوند ما را در این پیوند از باب المجاهدین و باب الصابرین به پیشگاه ذات باریتعالی پذیرفت. همسرم سرپرست خانواده شهدا و سرپرست یتیم های شهدا خود خداست. چون خودش فرموده و این توئی که نباید لحظه ای از خدا جدا شوی و برق و درخشندگی مدال همسر شهید بودن را همچنان تا آخرین نفس براق تر و درخشنده تر کنی . در این ادامه تربیت فرزندانم که در رأس قرار دارد باید آنها را در ادامه خط فکری آیت الله شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) تربیت کنی یا در حوزه علمیه و یا در دانشگاه و آنها را با سیره زندگانی و مبارزه حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب سلام الله علیهمه اجمعین آشنا کنی. وقتی که حسین عزیزم و آمنه عزیزم بزرگ شدند به اینها بگو که پدرشان در چه راهی قدم گذاشت و در این راه حاضر شد تمام هستی خویش را فدا کند.

اما شما برادران عزیز که من افتخار می کنم خداوند خانواده ما را مومن به اسلام و قرآن قرار داد و از اینکه هر کدام از شما چند بار به جبهه رفتید خدا قبول کند و شما آنقدر برای خدا از مال و جان انفاق کنید که همانقدر در روز سخت قیامت به خدا محتاج هستید.

شما خواهران عزیزم که شما هم در همه حال فریاد اسلام و قرآن را سر دادید و هر کجا نشستید از اسلام و قرآن حمایت کردید ،خدا از شما قبول کند ولی از تربیت فرزندانتان در این راه غافل نباشید خدا به همه شما اجر مجاهدان واقعی فی سبیل الله را بدهد.

اما شما برادران انجمن اسلامی روستا برادران متعهد و مؤمن به اسلام و قرآن و انقلاب اسلامی؛ سلام علیکم جمیعاً و رحمه و برکاته، خداوند انشاء ا... شما را در مسیر اعتلای کلمه توحید در ادامه خون شهدا موفق و مؤید بدارد. شما تمام کوششتان این باشد در پرتو اسلام و قرآن و خط رهبری و عمل کردن به آنها رضایت خدا را کسب کنید و شماها را از نزدیکترین یاران می دانم.

اما سخنی با مسئولین، این را همه می دانیم که این مردم و این ملت و این رزمنده ها هر روز بر همت و کمکشان به حمایت از اسلام و انقلاب اسلامی و جبهه ها و پشتیبانی ها و راهپیمایی ها افزوده و زیاد می شود، به این مردم طوری خدمت کنید آن طوری که این مردم دلداده اسلام و انقلابند .چه کسانی غیر از ما مسئولین مردم را به گروه ها و باندهای تفرقه دعوت می کنند. بترسیم از روزی که تمام این چاپلوسان و باندها نتوانند ذره ای از عذاب ما کم بکنند.

حضرت علی (ع) می فرماید:" این پست ها و مقام ها برای شناخت افراد هست." مردم کارهای ما را زیر نظر دارند و طوری نباشد خدای نکرده مسئولی بین دو نفر مراجعه کننده یکی حزب الهی و جبهه ای و دیگری فاسد و منافق، اولی را کنار زده و برای دومی از جایش بلند شود که در این صورت از همین مردم سیلی خواهد خورد.

اما سخنم به آن بازاری در حالی که می بینید ملت در دریای خون شنا می کند تا اسلام را به ساحل نجات برساند. اینها هم دستشان را در دست آمریکا گذاشتند و خون این ملت را در شیشه کردند. اگر باورتان شد که این کاغذهای بی ارزش سرمایه اصلی و ارزش اصلی و جوهر شخصیت شما را تشکیل می دهند، بدانید که یک روز در فرصت مناسب با شعله یک کبریت تمام سرمایه و شخصیت تان را خواهیم سوزاند. این کار را حتماً خواهیم کرد و برنامه بعدی انقلاب ما هست الآن ملت شما را شناسائی می کند.

و اما شما منافقان کوردل که در همه جبهه ها داخلی و خارجی و شرقی و غربی شکست خوردید. مگر دنیا و گردش دنیا، آیات منظم دنیا جای شب پره های کورچشمی مثل شماست .شما هنوز خود نفهمیدید که در جهان بینی منافقانه به بن بست کشیده تنگ و تاریک متغیر رنگ شرقی و غربی متناسب با زمان و مکان و نوع ارباب خود هیچ روزنه امیدی و هیچ راه نجاتی ندارید. مگر اینکه در آتش نفاقی که خود بر افروختید خواهید سوخت. شما بعد از پیروزی از خشم و غضب الهی گونه این حزب الهی ها که همه شما را شناسایی کردند و برایتان پرونده کامل تشکیل دادند به کدام سوراخی پناه خواهید برد. بدانید که محکوم به مرگ هستید و بالاخره دیدید که سران نفاقتان زنان همدیگر را به هم تعارف می کنند و این بود نتیجه جهان بینی وارونه شما.

و اما شما ملت، منتظر واقعی ،منتقم بزرگ ،منجی عالم بشریت کسی است که باید از کینه دشمنان اسلام شمشیرش را تیز و بران کند و هرگز از دو چیز جدا نشود. یکی سنت؛ نگاه کنیم که رسول الله و ائمه سلام الله علیهم اجمعین، با دنیا چه کردند و از دنیا چه خواستند و با کفار و منافقان چقدر جنگ کردند و چرا قضیه عاشورا را به وجود آوردند. اینها همه برای ماست و شیعه یعنی کسی که چنین باشد . اما دومی قرآن که لحظه ای نشستن را در مقابل شرک و کفر جایز نمی داند و می گوید:" شمشیرها را غلاف نکنید تا فتنه جهانی تمام شود."

مردم، ما خلق شدیم تا آخرتمان را آباد کنیم و ما آنجا ساختمان می خواهیم و آباد کردن آخرت بدون ویران کردن دنیا امکان ندارد. مردم، ما خلق شدیم تا روح را به پرواز در بیاوریم و به عالم ماورای طبیعت یعنی عالم ملکوت عروج دهیم و این پرواز و عروج بدون ویرانی جسم امکان ندارد. سنگین شدن و تن پروری بال پرواز انسان را می شکند.

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

مردم شهادت مردن نیست، یک تولد هست. تولد بسیار زیبا و زمانی که شما به مهمانی فرش می روید، شهید به مهمانی عرش می رود. اما مرده آنست که نامش به نیکوئی نبرند.

مردم، خدا در قرآن فرمود اگر راست می گویید مرا از همه چیز بیشتر دوست دارید پس خود را آزمایش کنید. یعنی بهترین چیز را برای من انفاق کنید که اگر نکنید دروغ می گوئید. مردم، آنچه را که قارون گنج داشت و بر شتران سوار می کرد به قول قرآن خدا قارون و ثروتش را به زمین فرو برد و آنچه را که فرعون ادعا می کرد با عصای موسی در دریای نیل غرق کرد، پس چه کسانی در این دنیا سود بردند کسانی که با خدا معامله کردند با نیت های خالصشان. مردم، اسلام امروز ما یعنی صبر و استقامت و مبارزه پشت سر رهبر نه جلوتر و نه عقب تر. مومن هیچوقت مانند مورچه ای نیست که اگر کمی آب زیر پایش بیافتد او را بلند کند و او هم فریاد بزند ایها الناس دنیا را آب برد، بلکه به قول امام جعفر صادق (ع) مومن از فولاد هم محکمتر است که فولاد بر اثر گرما و سرما تغییر می کند ولی مومن تغییر نمی کند و مومن در اقیانوس مشکلات و مصیبات شنا می کند. هرگز شکایت خدا را پیش غیر خدا نمی کند و هرگز از خدا به دست کسی شکایت نمی کند و هرگز از اسلام دست برنمی دارد. مردم، این جنگ هدیه خداست. این جنگ نعمت خداست. این جنگ عظیم ترین قدرت و عزت و شرف را به ما داد و قدرت و عظمت ما را به جهان صادر کرد . هر کس از این جنگ خسته شود و ایراد بگیرد و یا توجیه و تفسیر بکند بی شک به خدا کفر کرده و خدا را کنار زده و بی شک از شیعه مکتب جعفری نیست.

مردم ارزش گندم بیشتر است یا ارزش نان. اما اگر گندم بخواهد ارزش پیدا کند باید زیر سنگ عظیم آسیاب خرد شود و باید در تنور داغ چند صد درجه تاب و تحمل داشته باشد همان تنوری که علی (ع) سر را تا ناف داخل گرمای آن می کرد و با خود می گفت:" بچش گرمای تنور را تا از بچه های یتیم شهدا غافل نباشی." و بالاخره بهشت را به بها می دهند نه به بهانه و اگر امروز در کاروانیان حسین (ع) ثبت نام نکنیم و عازم نشویم فردا ما را در صف این کاروانیان راه نخواهند داد و از ما نام و نشانی نخواهند پرسید.

و اما تو ای بسیج، ای مظلوم تاریخ و ای مظلوم ابن مظلوم و تو ای پاسدار، ای سلحشور و شما ای رزمندگان، ای یکه تازان عرصه میدان عشق. ای مرغان آغشته به خونی که جایتان در این دنیا نیست .به پیش که صبح پیروزی نزدیک است و همین فردا است که باید بر سر سفره پیروزی بنشینیم و بگوئیم در بهار آزادی جای شهدا خالی.

در خاتمه از همه عاشقان کربلا می خواهم که امام را لحظه ای تنها نگذارند و از کسانیکه از جانب این حقیر به آنها بدی رسیده امیدوارم که به دیده اغماض بنگرند، سفارش اولم اینکه وصیت نامه ام را اصلاً با یک غلط چاپ نکنید که مسئولید.

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار

علیرضا بلباسى
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۳۲
سیدعلی مشتاقی نیا

نتیجه تصویری برای امیر حاج امینی""؟"


وصیت نامه شهید امیر حاج امینی

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.

بعد از مدت ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد، برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده ام و آن در این جمله خلاصه می شود: خدایا! عاشقم کن

از این که بنده بد و گنه کار خدایم، سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم، آرزوی مرگ می کنم؛ ولی باز چاره ام نمی شود. به راستی که (ان الانسان لفی خسر) هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم؛ جز این که دلم را به دو چیز خوش کرده ام.

یکی این که با این همه گناه، دوباره مرا به سرزمین پاک و اخلاص و صفا و محبت باز گرداند؛ پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد؛ هر چند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم؛ اگر چنین نبود، پس چرا مرا به این جا آورد؟

دوم این که قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدی هایم، بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به تحمل هر گونه رنجی می شوم؛ بله به این دو چیز دلم را خوش کرده ام.

پس ای پروردگار من! اگر دوستم داری که مرا به این جا آورده ای، پس مرا به آرزویم که... برسان و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش کسی شوم، پس بیا و مرا مرنجان و خشنودم کن و مرا با خودت... .

دنیا برای ضعیف نفسان، یک گرداب هلاکت است. اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم، وای بر ما که دیگر نابودیمان حتمی است. خوشا آن کس که به یاری او، در این گرداب هلاک گردد.

ای حسین!

ای مظلوم کربلا!

ای شفیع لبیک گویان! ندای هل من ناصرت را من نیز لبیک گفتم (به خواست او) شفاعتم کن و مگذار در این گرداب هلاکت هلاک گردم و ای خدا... .

بسیار بد و ضعیفم و در مقابل گناه، یارای مقاومت ندارم؛ زیرا هنوز نشناختمت و حتی در راه شناختت نیز زحمت نکشیده ام؛ زیرا ضعیف و پایبند به این دنیایم و نمی توانم از خوشی ها و آسایش های محض و پوشالی این دنیا دل بکنم و در راه شناختت سختی کشم؛ سختی ای که پر از شیرینی و لذت است؛ ولی افسوس که این سختی و حلاوت نصیبم نمی گردد.

خالقا! تو را به خودت قسم، تو را به پیامبران و امامان زجر کشیده و معصومت قسم، بسیار عاشقم کن.

اگر چنین کنی که از دریای رحمت و کرامتت چیزی کاسته نمی شود و زیانی به تو نمی رسد.

همه آرزویم این است که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم، برسم به آرزویی

اگر چنین کنی، دیگر هیچ نخواهم؛ چون همه چیز دارم. می دانم اگر چنین کنی، از این بند، رهایی یافته و دیگر به سویت پر... .

خدایا! دل شکسته و مهربانم را مرنجان.

تو خود گفتی که به دل شکستگان نزدیکم؛ من نیز دل شکسته دارم.

ای کسانی که این نوشته را یا بهتر بگویم این سوز دلم و این درد دل نمی دانم چه بگویم این تجربه تلخ و یا این وصیت نامه یا این پیام و یا در اصل این خواهش و تقاضای عاجزانه را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابند؛ البته در این امر شکی نیست؛ ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنه کار خدا به آرزویش رسیده است.

یا رب زِ کرم، بر من درویش نگر

هر چند نیَم لایق بخشایش تو

بر حال من خسته دل ریش نگر

حال که به عینه دیدید، شما را به خدا قسم، عاجزانه التماس و استدعا می کنم بیایید و به خاکش بیفتید؛ زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید و با او آشتی کنید؛ زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یک بار از ته دل صدایش کنید؛ دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید؛ دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا می برد، او می برد؛ ولی در این راه، آماده و حاضر به تقبل هر گونه سختی و رنج، همانند مظلوم کربلا حسین و پیامدار او زینب باشید؛ هر چند که سختی و رنج های ما در مقایسه با آنها نمی تواند قطره ای در مقابل دریا باشد. بله، خداگونه شدن، مشقات و مصائب دارد....

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۲۲
سیدعلی مشتاقی نیا

 

نتیجه تصویری برای کمیل صفری تبار

بسم الله الرحمن الرحیم ، سلام، اول حرفم را با یکی از اشعار حافظ که خیلی به آن علاقه دارم شروع می کنم…

درد عشقی کشیده ام که نپرس     زهر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و آخر کار     دلبری برگزیده ام که نپرس
سوی من لب چه می گزی که مگو     لب لعلی گزیده ام که مپرس

گفتند که هر مسلمانی باید یک وصیت نامه داشته باشد منم این وقت شب نمی دونم چی شد که یک دفعه این زد به سرم که برم وصیت نامه بنویسم.

شاید به نظر شما حرفهایم و مخصوصا این خط خرچنگ قورباغه من خنده دار باشد!

بازی سرنوشت که این حرفها را نمی شناسد.

اول از همه از پدر و مادر عزیزم تشکر می کنم بابت این همه زحمات که در حق بنده قدرنشناس داشته اند.

شنیده بودم که فرمانده های ما گفتند دست پدر ومادر را باید بوسید ومن هم چند بار قصد چنین کاری را داشتم که یک بار به شوخی توانستم دست پدرم را ببوسم البته پدرم اجازه نمی داد که دستش را ببوسم وبالاخره با چند ترفند پاسداری توانستم به مقصود خود برسم و از مادر نیز چند بار خواستم که اجازه بدهد تا دست و پای او را ببوسم و ایندفعه هم با چند ترفند پاسداری توانستم پای مادر را ببوسم .

خوب بریم سر بقیه مطلب که من مال و اموالی ندارم که بگم این مال داداشم و این یکی برای فلانی ، فقط چند توصیه به خواهرانم دارم که خیلی خیلی دوستشان دارم

اول اینکه حجاب را رعایت کنند چون شهدای ما برای حفظ ناموس و حفظ اسلام شهید شدند تا حتی یک تار موی ناموس آنها را نا محرم نگاه نکند چه برسد به اینکه بیگانه ها بخواهند نگاه کج به آنها داشته باشند .

منظورم از حجاب این است که حتی یک تار موی خود را در معرض دید نامحرم قرار ندهید.

دوم اینکه فرزندان خود را طوری تربیت کنید که با روحیه ایثار و انفاق وگذشت از جان خود در راه خداوند تبارک و تعالی بزرگ شوند و طبق فرمایش امام عزیز و راحلمان که می گوید از دامن زن مرد به معراج می رود .

در اینجا جا دارد که بگویم من از اول به عشق شهادت وارد سپاه شدم ولی وقتی وارد مادیات آن می شوی منظورم این است که غرق مادیات شوی فکر شهادت کم رنگ می شه من آنقدر غرق گناه هستم که خجالت می کشم از خدا طلب کنم توی ذهنم فکر می کنم که خدا به من می گه این همه گناه کردی الان شهادت می خوای که هر چی گناه کردی یکدفعه پاک بشه، البته فکر مثبت تو ذهنم می آد که می گه خدا آنقدر رحمان و رحیم هست که با توبه(صد بار شکستیم حق خودشو می بخشه ولی حق الناس می مونه که این مردم هستند اون دنیا یقه ما را میگیرند،

در اینجا از تمام کسانی که به گردن بنده حقیر حقی دارند می خواهم که حلالم کنند چون اگر یکی را در این دنیا حلال کنند مطمئن باشند که شخص دیگری هست که اون دنیا حلالش کنه، اگر هم ما را البته بگویم بنده حقیر را بهتر است، حلال نکردند وعده ما قیامت ان شاالله که آقامون امام حسین(ع) شفاعت ما رو بکنه که از سر تقصیر ما بگذرین.

احساس کردم این مطلب را اینجا ذکر کنم

من خیلی به حضرت زهرا(س) علاقه داشتم طوری که هر وقت به فکرش می افتم اشکم جاری می شود و از این خانم بزرگوار می خواهم که از خدا بخواد که از سر تقصیر ما بگذره تا هر چه زودتر به اون عشق که وارد سپاه شدم برسم.

 شهادت شهادتشهادت

  در آخر با یک دعا حرفهایم را به پایان می رسونم :

  اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یده.


آمین یا رب العالمین ۲۸/۳/۸۸ ساعت ۰۰:۴۸ بامداد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۶
سیدعلی مشتاقی نیا

وصیت نامه شهید رضا حاجی زاده


«و اما خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی» آیات 40 و 41 سوره مبارکه النازعات

«و اما آن کس که از مقام و مرتبه پروردگارش ترسیده و خود را از هوا و هوس بازداشته است، به یقین بهشت جایگاه اوست».

با سلام و صلوات به محضر منجی عالم بشریت حضرت صاحب‌الزمان(عج) و نائب بر حقش امام خامنه‌ای و شهدای اسلام و ایران، به خصوص شهدای مدافع حرم.

اینجانب رضا حاجی‌زاده فرزند رجبعلی در صحت و سلامت کامل عقلی وصیت‌نامه خود را می‌نویسم، من نمی‌خواهم که عمرم بی‌ثمر باشد و مرگم یک مرگ عادی، مرگی می‌خواهم که در راه اسلام و ایران اسلامی باشد.

من به‌خاطر منطق خویش برای دفاع از اسلام و حریم اهل بیت(ع) وارد جنگ با دشمنان اسلام شدم و با عشق و علاقه و رضایت کامل جان خویش را فدای این راه می‌نمایم و می‌روم تا انتقام سیلی حضرت زهرا(س) را بگیرم.

من از مردم ایران می‌خواهم تفرقه‌اندازی نکنید، با هم متحد باشید، دین اسلام را سربلند نگه دارید، به دوستان و آشنایان توصیه می‌کنم نماز اول وقت و با حضور قلب بخوانید.

پدر و مادر را گرامی و محترم بدارید، از طهارت و معصومیت خود شدیداً حراست و پاسداری کنید، پیوند به ائمه اطهار(ع) و به‌خصوص امام هشتم را مستحکم کنید و خدای متعال و مهربان را در همه حال به‌یاد داشته باشید.

خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی!

موفقیت من در مراحل گوناگون زندگی مرهون زحمات و دعای خیرتان بوده است، امیدوارم کوتاهی و قصورم را در رسیدگی به اوضاع و احوال‌تان بخشنده باشید و حلالم کنید و این را بدانید تا آنجا که در توان داشتم در حد بضاعتم تلاش کردم تا رضایت شما را در زندگی خود داشته باشم.

هر پدر و مادری عاقبت به خیری فرزندشان را خواهانند و این را بدانید که بنده عاقبت به خیر شدم و این عاقبت به خیری را مدیون زحمات دیروز شما هستم.

داداش جان!

در نبود من پدر و مادر را فراموش نکن و همواره تابع بی چون و چرای ولایت باش، دشمن همواره از دینداری و ولایت‌پذیری تو هراس دارد، پس کاری کن که دشمن همواره از تو و امثال تو بترسد.

همسر مهربان و صبورم!

می‌دانم که بعد از رفتن من تمام سختی‌های این زندگی بر دوش توست، من برای شهادت نمی‌روم، من جوانی و زندگی با شما را دوست دارم و می‌خواهم با شما باشم، ولی این تکلیف ماست که از حریم اسلام و اهل بیت(ع) دفاع کنیم و راضی هستیم به رضای خدا ولی این ‌بار سنگین بر دوش توست و از تو می‌خواهم صبر زینب‌گونه پیشه کنی و در برابر تمام سختی‌ها و مشکلات یاد خدا را فراموش نکنی و در تمام مراحل از خدا کمک بگیری.

از تو می‌خواهم که فرزندانم را طوری تربیت کنی که در مسیر اسلام و ولایت ادامه‌دهنده را شهدا باشند و بابت تمام کمبودها و نبودهایم از تو می‌خواهم حلالم کنی.

فاطمه‌حلما جان!

دِتِر (دختر) بابا، دوستت دارم، دوستت دارم، بدان که بابا رفته است که تا تو و امثال تو در امنیت و آرامش در خاک خود قدم بگذارید و بدان که ناموس شیعه در واقع ناموس خودمان است، تکلیف ما این است که از ناموس شیعه دفاع کنیم و جان خود را در این راه بدهیم و از تو می‌خواهم که در سنگر خود که همان چادر توست، بمانی و بایستی و مقابله کنی تا پرچم اسلام و تشیع همیشه پیروز و سرافراز بماند.

محمدطه جان!

مرد خانه بابا، تو دیگر ستون خانه‌ای، از تو می‌خواهم که دینت را حفظ کنی و در خط ولایت فقیه باشی و گوش به فرمان رهبر عزیزمان باشی، دعا می‌کنم که در رکاب امام زمان (عج) ادامه‌دهنده راه شهدا باشی و در زندگی‌ات طوری باشی که موضع اسلام و مسلمین به خطر نیفتد.

از همه دوستان و آشنایان و همکارانم می‌خواهم که مرا حلال کنند و قصورم را ببخشند و اگر دینی از کسی برگردنم مانده است، برای تسویه به خانواده‌ام مراجعه نمایند که خداوند می‌فرمایند هر گناهی از شما بخشیده می‌شود، غیر از حق‌الناس.

ومن‌الله التوفیق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۴
سیدعلی مشتاقی نیا
وصیت نامه شهید حسن باقری ( غلام حسین افشردی )

 فعلاً انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای تمام مستکبران در آمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان .
 ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان سرجنگ داریم و در رابطه با این هدف ، جنگ با صدام یزید فقط مقدمه است
 در این موقعیت زمانی و مکانی ، جنگ ما جنگ کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت ، خیانت به پیامبر اکرم ( ص ) و امام زمان ( عج ) ، و پشت پازدن به خون شهداست .

ملت ما باید خودش را آمادة هر گونه فداکاری بکند.
 در چنین میدان وسیع واین هدف رفیع انسانی و الهی جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پاافتاده است . و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام را با خلوص نیت پیدا کنیم.

 در مورد درآمدها چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجاته را هم خمسش را داده ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند

درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، امام خمینی .
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان ( عج )
غلامحسین افشردی ساعت 12 شب

اشخاص

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۱۷
سیدعلی مشتاقی نیا